X
تبلیغات
دانستنیهای جالب و زیباترین داستانها
قالب وبلاگ
دانستنیهای جالب و زیباترین داستانها
داستان ، تاريخ ، طنز ، شعر ، عرفان
روزی روزگاری در روستایی در هند مردی به روستایی ها اعلام کرد که به ازای هر میمون۲۰دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمون‌ها کردند. مرد هم هزاران میمون به قیمت۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستاییها دست از تلاش کشیدند.

به همین خاطر مرد این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی ها فعالیتشان را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی ها هم کمتر و کمتر شد، تا بالاخره روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند.

این بار پیشنهاد به ۴۵دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمون‌ها آنقدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. این بار مرد تاجر ادعا کرد که به ازای خرید هر میمون ۶۰دلار خواهد داد، ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون ها را بخرد.
در غیاب تاجر شاگرد به روستایی ها گفت این همه میمون در قفس وجود دارد!
من آنها را به ۵۰ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت تاجر آنها را به ۶۰ دلار به او بفروشید. روستایی ها که وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند. البته از آن به بعد دیگر کسی نه مرد تاجر را دید و نه شاگردش را.
و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون.
.
.
.
.
.
.
.
.
جالب بود نه؟
باور كنيد هيچ نكته ي پيچيده‌اي وجود ندارد
تنها کافي است
- جای مرد تاجر را با بانک مرکزی
- جای روستائیان را با مردم ایران
- و جای میمون ها را با ثبت نام سکه تغییر دهید .

[ شنبه 4 خرداد1392 ] [ 11 ] [ ری را ] [ ]
1.یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت 3 نفر بیشتر نیستن ولی 5 خط موبایل دارن


2. واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته


3. رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه


4.ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک و چیزایی رو که خریدی ببرن داخل


5. هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره


6. وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برميگردی که موبايلت رو برداری. بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدونموبایل گذروندی


8. صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله


9. الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی


10. اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره


11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه


12. و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی.


13. دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که شما ، انسان عصر 2013، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی!

[ پنجشنبه 2 خرداد1392 ] [ 11 ] [ ری را ] [ ]
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

در اين بهار بهشتي كه يادمان مي آورد از كجا بيرون شديم و شايد دلتنگمان كند كه بكوشيم تا وقت برگشت به همانجا برويم، مناسبتهايي بود و هست شيرين و دلنشين. يادمان مي آورد سرور داشته باشيم و پايكوبي كنيم به يمن قدومي كه آمد روي زمين اما از بهشت ، ماند روي زمين با عطر بهشت، جفا ديد اما وفا كرد و بازگشت به سوي بهشت. ميلاد بزرگ بانوي دو عالم و ميلاد شاه مردان. براي اينكه زياد حسرت نخوريم كه اين وجودهاي  پربركت و مقدس و آسماني را از دست داده ايم و لايق نبوديم كه ديده ي مان به ديدارشان منور گردد ، گشتيم و يافتيم آناني را در زندگيمان كه گرچه هرگز به عظمت آن دو بزرگوار نخواهند رسيد ، اما وجودشان مايه ي بركت و رحمت و دعايشان تضمين اوقات است. اين روزها را به فراخور با نام مادر و پدر عجين كرديم كه يادمان بماند اگر كباده ي پيروي از امير (ع) را مي كشيم ، اگر ادعاي فاطمي بودن داريم بايد در رفتارمان پديدار گردد و چه بسا قدرداني از بهترينهاي زندگيت نشان از اطاعت حق و پيروي از حقايق باشد.
اما گاهي اين بهترينهاي زندگي براي بعضي به بدترين تبديل مي شوند. چون  گاهي آدمها نقشي را كه سالها منتظرند تا ايفايش كنند به سادگي بعد از پذيرفتن از ياد مي برند، و آن زمان است كه تناقض ها ، دلخوري ها، گلايه ها و جفاها شكل مي گيرند. خانمي كه  از ابتداي كودكي با در آغوش كشيدن عروسك بي جانش ، نقش مادري را تمرين مي كرد و آنچنان به آن مهر مي ورزيد كه گويا پاره اي از وجودش است، حال كه موهبت الهي نصيبش شده مي بيني كه كودك معصومش حسرت آغوشش را در دل دارد.
آقايي كه اقتدار و شكوتش را بي رنگ مي دانست و زحماتش را براي ساختن زندگي بي فايده ، مگر آنكه نام پدر بر او گذارده شود، حال كه موهبت الهي نصيبش شده مي بيني كه طفل بي گناهش عقده ي همراهي و پشتيباني او را با خود دارد. با خودمان و با دلمان و با رفتارهايمان قدري خلوت كنيم.
مادر اي وجودي كه سراسر ايثار هستي و گذشت. اين روزها كمتر براي فرزندت قصه مي خواني ، كمتر او را در آغوش مي كشي، كمتر برايش خوراك مي پزي ، كمتر نگاهش مي كني، مربي و پرستار نه صفاي تو را دارد نه وفاي تو را.  تنها دل داريش براي دل كوچك فرزند تو چشمهاي خيس از اشكش صداي سرد هيس هيس است. مادر، از فرزندت مي گذري كه مال بيندوزي براي آينده اش، اما اين از تو خواسته نشده ، حالِ كودكت را در ياب.

سردي قلب فرزنداني كه مادران خود را تنها در گوشه ي خانه ايي شبيه مهدهاي كودكيشان رها ميكنند آز دوري هايي است كه در اوج احتياج به حضور مادر كشيده اند.

پدر اي وجودي كه سراسر صلابت هستي و تكيه گاه . قديم تر ها تو بودي كه فرزندت را بر دوشت مينشاندي تا لذت اوج گيري را از بلنداي قامت تو حس كند و هيچ ترس سقوط نداشته باشد چون دستان گرم تو روي پاهايش بود. تو بودي كه به فرزندت فرمان ميدادي تا بدود در گستره ي پهناور يك دشت بي آنكه بترسد از زمين خوردن ، چون دلش با نگاه تو قرص بود. در شلوغي هاي شهر دست تو را كه مي گرفت انگار دنيا همراهش شده و وقتي تحملش تمام ميشد و مي خواست به محكم ترين قدرتي كه شناخته تكيه كند با صداي ضعيف اما پر شورش فرياد مي زد به پدرم مي گويم.....
حالا چرا بايد تو را كمتر ببيند و بشناسد و با خودش داشته باشد . چرا وقتي بار دوم از تو سوالي مي پرسد چنان خشمگين مي شوي كه از پرسيدن پشيمانش كني.. تو خسته ايي و براي آينده او تلاش مي كني اما او حال را مي خواهد همراه تو نه آينده ي نامعلوم بي تو. سردي قلب فرزنداني كه پدران خود را در گوشه ايي شبيه گوشه ي تنهايي كودكيشان رها مي كنند از سردي چهر ه ها و كلامي است كه در آغاز تحمل كرده اند.
با خودمان و با دلمان و با رفتارهايمان كمي خلوت كنيم.
كودك بي خبر از دنيا را به دستان شما سپرده اند تا هدايت شود تا سن تشخيص.
مسئول بيشتر انتخابهاي تلخ و نادرستش، بيشتر رفتارهاي سركشانه و غلطش ، هماناني هستند كه بي توجه به  حلال و حرام لقمه در دهانش مي گذارند به سبب رفع گرسنگي. چشمش را به ديدن مبتذل ترين مناظر عادت مي دهند به سبب رفع بي حوصلگي. با افراط براي جبران گذشته ي مخدوش خودشان دين گريزش مي كنند به سبب آموزش بندگي. بي اندازه مشغول دنيا و لذات و هوسهاي حيواني اش مي كنند به سبب درك آسودگي.  هماناني كه فقط نام پدر و مادر را به يدك مي كشند.

اگر پدر و مادر واقعي باشيم هر روز روز ماست و هر نفس فرزند تقديري شيرين و دلنشين.

قبل از متوقع بودن براي دريافت سپاسهاي دو چندان و قبل از اعتراض بر سركشي و طغيان و وقاحت فرزندان با خودمان و با دلمان و با رفتارهايمان كمي خلوت كنيم.

[ چهارشنبه 1 خرداد1392 ] [ 10 ] [ ری را ] [ ]




 


[ دوشنبه 30 اردیبهشت1392 ] [ 0 ] [ ری را ] [ ]

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ] [ 22 ] [ ری را ] [ ]

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ] [ 11 ] [ ری را ] [ ]
  میگویند  وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری ها پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر الدین شاه  و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد  که مگر من مرده ام که می خواهی از بازار  پول قرض کنی ؟ من حاضرم در در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد.

یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای و تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد.

روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت  که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه  یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید:   پدر سوخته چرا  مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم امروز روز قتل مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم. شاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:

"در این مملکت یک مرد واقعی داریم آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است.

[ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 12 ] [ ری را ] [ ]

هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خودخواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.

[ دوشنبه 23 اردیبهشت1392 ] [ 13 ] [ ری را ] [ ]

[ پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 ] [ 23 ] [ ری را ] [ ]
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
[ پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 ] [ 23 ] [ ری را ] [ ]
 
  تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است

 در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند.

در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود.

 چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت.

 پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد. اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت  بناچار پانته آ از کورش کمک خواست.

کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازا از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.

 می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که در حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»

 آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد.

  از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است.

   معلوم نیست چرا ایرانیان سعی نمیکنند داستانهای غنی خود را گسترش دهند و به جای آن به سراغ داستانهایی میروند که عربها چگونه زنان را به صیغه خود در میاوردند!!!!!!!!!!!!!

  کاش بجای ساخت بعضی سریال ها از این داستان های غنی و اصیل ایرانی ساخته میشد تا فرزندان کوروش، منش و خوی اصیل ایرانی را بیاموزند.

 

[ چهارشنبه 18 اردیبهشت1392 ] [ 0 ] [ ری را ] [ ]

[ سه شنبه 17 اردیبهشت1392 ] [ 11 ] [ ری را ] [ ]

 دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا

دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

[ دوشنبه 16 اردیبهشت1392 ] [ 12 ] [ ری را ] [ ]

 

http://axgig.com/images/31100107648292324128.jpg

 

به گزارش هنرآنلاین،نشست مطبوعاتی سومین جشنواره سراسری تئاتر تك نفره صبح امروزشنبه 14 اردیبهشت با حضور امیردژاكام ،‌دبیر جشنواره ،‌داوود بنی اردلان دبیر اجرایی و محمد جواد پاینده مدیر روابط عمومی و همچنین نمایندگان رسانه های گروهی در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

در ابتدای این نشست داوود بنی اردلان دبیر اجرایی سومین جشنواره سراسری تئاتر تك نفره با ارائه گزارشی از روند برگزاری این جشنواره اظهار داشت: پس از انتشار فراخوان ،‌527 اثر به دبیرخانه جشنواره رسید و با توجه به استقبال قابل توجهی كه در این بخش صورت گرفت مهلت فراخوان تا 15 مهر سال 91 تمدید شد.

در پایان مهلت تعیین شده بررسی اثار دریافت شده آغاز گردید و در نهایت پس از بررسی نهایی 76 اثر به منظور حضور در مرحله دیدن آثار انتخاب شد. داوران این مرحله آقایان شماسی ،‌دشتی و دریابیگی بودند. در پایان مرحله دیدن آثار مجموعا 33 اثر به عنوان آثار برگزیده در سه بخش انتخاب شد كه این آثار در مرحله نهایی جشنواره دیده می شود.

 

داوری حامد بهداد در جشنواره تك
دژاكام با اشاره به بخش دیگری از جشنواره گفت: بخشی تعریف شده به نام بخش بیرون از تئاتر ، اول به این معنی كه بیرون از ساختمان تئاتراست. در واقع ‌تئاتر محیطی می تواند در هر مكانی اتفاق بیافتد ، دوم اینكه‌ اكثر این فعالیت ها بیرون از سازمان زیبایی شناسی تئاتر متعارف است ،‌ نوعی تئاتر غیر متعارف است مثل نقالی پانتومیم و ... داوران این بخش حامد بهداد، داوود بنی اردلان و مژگان فرح آور مقدم خواهند بود.
در این بین باید بگویم كه حامد بهداد فارغ التحصیل تئاتر است ، البته بسیاری او را از طریق سینما می شناسند اما در حقیقت به تئاتر تعلق دارد و جای آن است كه به خانه خودش بازگردد و خودش هم با فراغ بال پذیرفت.به نظر من می تواند با هنرمندان هم ارتباط خوبی برقرار كند . شاید تصور شود كه او سینمایی است اما حامد بهداد واقعا تئاتری است و یكی از داوران این بخش از جشنواره تئاتر تك نفره خواهد بود.
دژاكام افزود: یكی از اهداف این جشنواره كشف استعدادهای جوان و اهمیت دادن به جوانان است. ما در مرحله خواندن آثار آقای دشتی را در بین داوران داشتیم ،‌هنرمندی جوان و موفق، همچنین خانم زهرا صبری كه افتخارات بین المللی قابل توجه و موافقیت هایی در داخل كشور داشته اند. در بخش داوری بخش نهایی هم نیما دهقانی در كنار اساتید بزرگ دیگر حضور دارد و در نمایشنامه نویسی رضا گشتاسب. اینجا هم حامد بهداد حضور دارد ، در واقع سعی كردیم تركیبی از جوان های مختلف در قسمت های مختلف جشنواره داشته باشیم.

 

گفتنی است مرحله نهایی سومین جشنواره سراسری تئاتر تك نفره از 16 تا 21 اردیبهشت در مجموعه فرهنگسرای نیاوران ، كارگاه نمایش تئاتر شهر و سالن ماه حوزه هنری برگزار خواهد شد. مراسم اختتامیه این جشنواره نیز روز شنبه 21 اردیبهشت در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.

[ یکشنبه 15 اردیبهشت1392 ] [ 12 ] [ ری را ] [ ]

[ شنبه 14 اردیبهشت1392 ] [ 13 ] [ ری را ] [ ]
درباره وبلاگ

هوا خوبه، تو هم خوبی،
منم بهتر شدم انگار

یه صبح دیگه عاشق شو،
به یاد اولین دیدار

به روت وا میشه چشمایی
که با یاد تو می بستم

چه احساسی از این بهتر،
تو خوابم عاشقت هستم

تو می چرخی به دور من
کنارت شعله ور می شم

تو تکراری نمی شی من
بهت وابسته تر می شم

تبت هر صبح با من بود،
تب گل های داوودی

تبی که تازه می فهمم
تو تنها باعثش بودی

تو خورشید رو قسم دادی،
فقط با عشق روشن شه

یه کاری با زمین کردی که
اینجا جای موندن شه

تو می چرخی به دور من
کنارت شعله ور می شم

تو تکراری نمی شی من
بهت وابسته تر می شم
امکانات وب


جاوا اسكریپت


دریافت آهنگ